عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو نه اگر قلب تو سنگي ست، بيا عاشق شو
*********** آسمان زير پروبال نگاهت آبي ست شوق پرواز تو رنگي ست، بيا عاشق شو
*********** ناگهان حادثه ي عشق، خطر كن، بشتاب خوب من، اين چه درنگي ست، بيا عاشق
شو *********** با دل موش، محال است كه عاشق گردي عشق، تصميم پلنگي ست، بيا عاشق
شو *********** تيز هوشان جهان، برسر كار عشقند عشق، رندي است، زرنگي ست،بيا عاشق
شو *********** كاش در محضر دل بودي و ميديدي تو بر سر عشق، چه جنگي ست! بيا عاشق
شو « مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز» صورت آينه زنگي ست، بيا عاشق شو
*********** مي رسي با قدم عشق به منزل، آري... عشق، رهوار خدنگي ست، بيا عاشق شو
*********** باز گفتي تو كه فردا!!! به خدا فردا نيست زندگي، فرصت تنگي ست، بيا عاشق شو
*********** كار خير است، تأمل به خدا جايز نيست! عشق، تصميم قشنگي ست، بيا عاشق شو
نویسنده : وفا تاریخ : شنبه
1389/11/23
به نام پروردگاری که عشق را آفرید تا زنده بمانیم
عشق یعنی راه رفتن زیر باران
عشق یعنی من می روم تو بمان
عشق یعنی آن روز وصال
عشق یعنی بوسه ها در طوله سال
عشق یعنی پای معشوق سوختن
عشق یعنی چشم را به در دوختن
عشق یعنی جان می دهم در راه تو
عشق یعنی دستانه من دستانه تو
عشق یعنی مریمم دوستت دارم تورو
عشق یعنی می برم تا اوج تورو
عشق یعنی حرف من در نیمه شب
عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب
عشق یعنی انقباظ و انبساط
عشق یعنی درده من درده کتاب
عشق یعنی زندگیم وصله به توست
عشق یعنی قلب من در دست توست
عشق یعنی عشقه من زیبای من
عشق یعنی عزیزم دوستت دارم
نویسنده : وفا تاریخ : سه شنبه
1389/06/23
دوستت دارم به چشمانی كه رنگش رنگ شبهاست
به آن نازی كه در چشم تو پیداست
به لبخندی كه چون لبخند گلهاست
به رخسارت كه چون مهتاب زیباست
به گلهای بهار و عشق و هستی
به قرآنی كه او را می پرستی
قسم ای نازنین تا زنده هستم
تو را من دوست دارم....میپرستم
نویسنده : وفا تاریخ : سه شنبه 1389/06/23
وقتي مي شي نياز من اگه نباشي پيش من
اشكاي چشمامو ببين كه ميريزه به پاي تو
بازم كه بي قرارمو دلواپس نگاه ت
و
تموم هستي مني بمون هميشه پيش من
اگه شدم عاشق تو نزار كه بي تاب بمونم
لالايي شبام تويي نزار كه بي خواب بمونم
دارم برات شعر ميگم شايد بي يادم بموني
فقط يه چيز ازت مي خوام،هميشه عاشق بموني
دوست دارم خيلي كمه ولي جزاين چيزي نبود
واژه هارو ولش كنيم عشقو از تو چشام بخون
نویسنده : وفا تاریخ : چهارشنبه
1389/04/02
در غروب تنهای دلم با ياد تو نشسته ام
و به غروب زيبای خورشيد می نگرم
تا چشمان تو را در افق بيکران دلم نظاره گر باشم
و در شب به ستارگان می نگرم تا برق چشمانت را به خاطر آرم
من به موجهای دریا مينگرم تا طنينی از صدای تو را در گوش خود بشنوم
نویسنده : وفا تاریخ : یکشنبه
1389/03/02
-
باز با دردم مدارا میکنم... با دل دیوانهام تا میکنم... میروی با یک خداحافظ و من شب تو را در خواب پیدا میکنم.. با خیال و خواب و رویا باز هم درد دوری را مداوا میکنم شعلهي عشق تو میسوزد مرا من فقط آن را تماشا میکنم توبه کردم تا فراموشت کنم ... باز هم امروز و فردا میکن
نویسنده : وفا تاریخ : دوشنبه
1389/02/20
عشق
نخستين بينش را نسبت به ابديت به تو هديه مي دهد.
عشق
نخستين آزموني است که زمان را به فراسو مي برد.
اين گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمي هراسند.
عشق
مرگ نمي شناسد
نویسنده : وفا تاریخ : جمعه
1389/02/10

چشمان خسته ات ، آرام و بي صداست گويي ز
راز تو، آگه فقط خداست ناگفته هاي تو، در سينه
ات نهان اما سکوت تو، گوياي صد بيان آن گونه
هاي تو ، دشت شقايق است شرح سکوت تو،
نشر حقايق است تنهايي و غريب ، در بزم بي
کسان رنجيده سينه ات ، از ظلم ناکسان گر چه
تبسمي ، بر لب نشانده اي در پشت خنده ات ، دل
خسته مانده اي







خدايا
با نفسهاي خسته با قلبي شكسته به درگاه تو
زانو ميزنم
نویسنده : وفا تاریخ : شنبه
1389/02/04
سلام به همگی
خوبین؟
این اهنگ رو تقدیم میکنم به یکی از بهترین دوستانم و همه شما
اهل دلان.......
کمترین کاری بود که میشد واسش انجام بدم
میدونم که عاشق این اهنگی رفیق
نویسنده : وفا تاریخ : یکشنبه
1389/01/22
مهربانم تو بگو بعد از تو از کدام دریچه ی آسمان به تماشا بنشینم و با کدام واژه عشق را معنا کنم ؟ بی تو همه ی فصلها خاکستری و همه ی ستاره ها خاموشند. کیفر شکستن دل من چند جاده غربت و چند آسمان تنهایی است باور کن من هنوز هم به قداست چشمان تو ایمان دارم برای او که وسط قلبش اندازه ی تمام عاشقانه های روی زمین است
نویسنده : وفا تاریخ : یکشنبه
1389/01/22
چشمان خسته ات ، آرام و بي صداست گويي ز راز تو، آگه فقط خداست
ناگفته هاي تو، در سينه ات نهان اما سکوت تو، گوياي صد بيان
آن گونه هاي تو ، دشت شقايق است شرح سکوت تو، نشر حقايق است
تنهايي و غريب ، در بزم بي کسان رنجيده سينه ات ، از ظلم ناکسان
گر چه تبسمي ، بر لب نشانده اي در پشت خنده ات ، دل خسته مانده اي
نویسنده : وفا تاریخ : چهارشنبه
1389/01/04
عشق نخستين بينش را نسبت به ابديت به تو هديه مي دهد. عشق نخستين آزموني است که زمان را به فراسو مي برد. اين گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمي هراسند. عشق مرگ نمي شناسد
نویسنده : وفا تاریخ : چهارشنبه
1389/01/04
زندگي به مرگ گفت: زندگي به مرگ گفت : چرا آمدن تو رفتن من است ؟ چرا خنده ي تو گريه ي من است ؟ مرگ حرفي نزد!!! زندگي دوباره گفت : من با آمدنم خنده مي آورم و تو گريه من با بودنم زندگي مي بخشم و تو نيستي مرگ ساکت بود زندگي گفت : رابطه ي من و تو چه احمقانه است !!! زنده کجا ، گور کجا ؟ دخمه کجا ، نور کجا ؟ غصه کجا ، سور کجا ؟ اما مرگ تنها گوش مي داد زندگي فرياد زد : ديوانه ، لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟؟؟ و مرگ آرام گفت : تا بفهمي که تو و ديوانگي و عشق و حسرت چه بيهوده ايد...
نویسنده : وفا تاریخ : یکشنبه
1389/01/01
سکوتت را نمی خواهم،صدایم کن
صدایت مثل رویا،مثل ابریشم،صدایت مثل معنای محبت مثل گل زیباست
صدایت غرق خوببی هاست،در این تنهایی غمگین صدایم کن
برای شعرهای آشنای من،صدای تو هزاران سطر جا دارد
صدایت اشک هایم را صدا می کرد
تمام اشک های من صدایت را دعا می کرد،صدایت را دعا می کرد.
نویسنده : وفا تاریخ : چهارشنبه
1388/12/26